الشيخ محمد الصادقي الطهراني
83
فقه گويا يا فقه سنتى ، فقه پويا يا فقه بشرى؟! (فارسى)
سودى در كار بود بخشِ مقرّرِ آن از آنِ شما باشد . و بالاخره اسلام دين كار و كوشش در تمامى ابعاد انسانى است ، و مال حلال هم برحسب نصّ قرآن « جَعَلَاللَّهُ لَكُمْ قِياماً » « 1 » است ، كه هرگز نبايد مالى بىكار بماند مگر براى مصارف روزانه ، كه انباشتن مال ، بدون بهكارگرفتنش ، بهاصطلاحِ قرآن « كَنْزْ » و مالاندوزى ظالمانه است ، بهجز آنچه بهميراث مىرسد ، كه آنهم حتّىالمقدور بايستى بهكار بسته شود . و اصولًا بىكارى و « تنبلى » در اسلام حرام ، و بىنواى تنبل هرگز حقّى از بيتالمال ندارد ، و تنها كمبودهاى اضطرارى زمينهى پرداختن از بيتالمال است . تنها از باب « اهم » : كار مهمتر ، كه سودى مادى ندارد ، مانند شرعمدار شدن براى هدايتِ ره گم كردگان و نيازمندان به معارف الهى ، اينان مىتوانند بخشى از بيتالمال را دريافت كنند ، البته بهاندازهاى كه بتوانند از نظر مادى خودكفا باشند ، زيرا اين نيز يا موجب گريز مردم از آنان است ، و يا آنها را تحتالشعاع خواستههاى مردم مىنهد ، و علماى دين هم كه بايد استمرار رسالتها باشند ، بايستى بر پايهى همين عنوان رهبرى كنند ، و بالاخره بايد حتىالامكان از زير بار نياز به دولتها و ملتها بيرون باشند تا بتوانند شريعت الهى را آزادانه تحقّق دهند . اسلام عزيز بر پايهى كتاب و سنّت ، و نيز علم ، عقل ، كار و سازماندهى روحى و جسمى به زندگى است ، تنبلى و بىكارى هرگز نقشى در اسلام ندارد ، ميدانِ زندگىِ اسلام ، ميدان مسابقه و پيشىگيرى در خير است ، و نه آنكه گروهى بىكار و بىعار و گروهى ديگر براى آنان كار كنند كه « وَأنْ لَيْسَ للْإنْسانِ إلّا ما سَعى » « 2 » و « يا أيُّهاالْإنْسانُ إنَّكَ كادِحٌ
--> ( 1 ) - سورهى نساء ، آيهى 5 . ( 2 ) - سورهى نجم ، آيهى 39 .